الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
75
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) گفتم : قربانت ، چه گزارشى حميده از او به شما داد ؟ فرمود : به من خبر داد كه چون از شكم او به زمين آمد ، دو دست به زمين نهاد و سر به آسمان برداشت ، من به او گفتم : اين نشانهء ولادت رسول خدا ( ص ) است و نشانهء ولادت هر وصىّ پس از او . من گفتم : قربانت ، حقيقت اين نشانه در بارهء رسول خدا ( ص ) و در بارهء وصى بعد از آن حضرت چيست ؟ به من فرمود : آن شبى كه نطفهء جدّم ( على بن الحسين ( ع ) در آن بسته شد يك آورندهء غيبى جامى براى پدر او آورد كه در آن نوشابهاى بود روانتر از آب و نرمتر از كَره و شيرينتر از عسل و خنكتر از برف و سفيدتر از شير و به او نوشانيد و به او دستور داد جماع كند ، او برخاست و جماع كرد و نطفهء جدّم بسته شد و چون شبى آمد كه بايد نطفهء پدرم بسته شود ، يك آورندهء غيبى نزد جدم آمد به او همان جام را نوشانيد و دستورى به مانند دستور او به وى داد ، او هم برخاست و جماع كرد و نطفهء پدرم بسته شد و چون شبى رسيد كه بايد نطفهء من بسته شود باز يك آورنده نزد پدرم آمد و به او مانند همان جام نوشابه را نوشانيد و دستورى كه به آنها داده بود به او داد و او برخاست و جماع كرد و نطفهء من بسته شد و چون شبى رسيد كه بايد نطفهء پسرم بسته شود آورنده براى من آورد چنانچه براى آنها آورد و به من همان رفتار كرد كه با آنها كرد . من به علم خدا برخاستم و شادمان بودم از آنچه خدا به من موهبت كرد و جماع كردم و نطفهء اين پسرم بسته شد همين نوزاد ، او را باشيد ، او به خدا بعد از من صاحب الأمر شما است . به راستى نطفهء امام از همانى است كه به تو خبر دادم و چون در رحم چهار ماه بماند و روح در آن پديدار گردد ، خداى تبارك و تعالى فرشتهاى فرستد .